سیاسی

‼روایت همسر شهید رشید از شب شروع جنگ ۱۲روزه و شهادت ایشان

۱۲ بازدید
منبع: روبیکا
کپی لینک:

🔹️از آذر ماه منتظر وقوع جنگ بودیم و بحث غافلگیری برای ما مطرح نبود.
🔹️یک هفته پیش از شهادت، در مهمانی‌ای با خانواده شهید ربانی حاضر بودند و همسر شهید ربانی نیز از احتمال وقوع درگیری سخن گفته بود.
🔹️سردار رشید شب جمعه برای شرکت در مراسم دعای کمیل به مسجد رفت.
🔹️تا ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه بیدار بودم و پس از آن اندکی خوابیدم که ناگهان در کسری از ثانیه، انفجار رخ داد.
🔹️سازه‌های ساختمان همچون گردبادی فروریخت.
🔹️حا‌ج‌آقا را صدا می‌کردم، ناگهان صدای همسرم را به‌صورت خفه و گنگ شنیدم که پاسخم را داد، اما با برخورد موشک دوم، صدای ایشان کاملاً قطع شد.
🔹️پیکر همسرم به‌دلیل موج انفجار به فاصله ۳۰۰ متری پرتاب شده بود و یکی از دوستان صمیمی ایشان، پیکر را کنار خیابان و زیر درختی که کنده شده بود، پیدا کرد. متاسفانه با وجود تلاش‌های گسترده هیچ اثری از پیکر پسرم پیدا نشد.